عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
239
كشف الحقايق ( فارسى )
ابرقوه را « برقوه » آورده است . ( لغتنامه ج 1 ص 269 ) ( فارسنامه ابن البلخى ص 124 ) و بگفته نايب الصدر در طرائق الحقائق عزيز نسفى در همين ابرقو در گذشته و در همانجا مدفون شده است . ( ج 2 ص 153 ) و در تقسيمات كشورى فعلى ابرقو جزو استان فارس محسوب مىشود . صفحه ( 3 ) شيخ ابو عبد الله خفيف - ( تركيب ابو عبد الله خفيف اضافى است به اضافه بنوت كه خفيف نام پدر اوست . ) : شيخ الاسلام ابو عبد الله محمد بن خفيف بن اسكفشار يا ( اسفكشار ) ضبى شيرازى . بقول عطار : . . . شيخ المشايخ عهد خويش بود و يگانه عالم و در علوم ظاهر و باطن مقتدا و رجوع اهل طريقت در آن وقت بوى بود بينايى عظيم داشت و خاطرى بزرگ و احترامى بهغايت فضائل او نه چندانست كه بر توان شمردن و ذكر او توان كردن و مجتهد بود و در طريقت مذهبى خاص داشت و « خفيفيان » جماعتىاند از صوفيه كه تولا به دو كنند ( تذكرة - الاولياء ج 2 ص 101 - ) . تأليف بيش از سى كتاب را به او نسبت دادهاند و از آن جمله بيست كتابش را نام بردهاند . بقول حمد الله مستوفى در مدت عمرى شعرى جز اين يك بيت نسرود : هر كسى با كار خويش و هر كسى با يار خويش * صيرفى بهتر شناسد قيمت دينار خويش تاريخ وفات او را باختلاف از ( 371 - ه ) تا ( 391 - ه ) قيد كردهاند . شرح حال او بتفصيل در « حلية الاولياء - ج 10 ص 385 و « تذكرة - الاولياء ج 2 ص 101 الى 106 » و « نفحات الانس ص 222 - 224 و « شد الازار ص 38 - 46 و حواشى مرحوم علامه قزوينى ( ره ) بر آن » و باجمال در « قشيريه ص 29 » و « طبقات الصوفية سلمى 462 » و « طبقات الصوفية خواجه عبد الله ص 454 » و « كشف المحجوب هجويرى ص 199 و 317 » آمده است . و براى اطلاع از طريقت و حالات و مقامات او مراجعه فرمائيد ايضا به : « طرائق الحقائق ج 2 ص 213 - 226 » . صفحه ( 3 ) شيخ سعد الدين حموى - محمد بن المؤيد بن ابى بكر بن ابى الحسن بن محمد بن حمويه متوفى در عيد اضحى سال ( 650 يا 658 ) و مدفون در « بحرآباد » خراسان - سعد الدين حموى شيخ و مرشد عزيز نسفى است و عزيز در كتب و رسائل خود بسيار از او نام مىبرد . دو كتاب « سجنجل الارواح » و « محبوب الاولياء » از اوست . بقول قاضى شوشترى در مجالس المؤمنين كلمات مغلق و مرموز بسيار از او بجاى مانده است . نسبت « حموى » در دنبال اسم او به همان « حمويه » است كه نام يكى از اجداد اوست و منسوب به شهر « حما » نيست . شرح حالى از او در « نفحات ص 383 - 385 » و « مجالس المؤمنين » و « طرائق الحقائق ج 2 ص 153 » آمده